خرید بک لینک

توی این شهر داغون، توی یه منطقه متروک، یه ساختمون بی در و پیکر رو هم به ما ندادی!! خسته نشدی از این همه بند و زنجیری که به دست و پاهای ما بستی؟؟ من خسته شدم از این همه فشارت! از این همه نبودنات. از این همه صدات کردنا و جواب نشنیدنا.

خسته شدم اون همه دعا کردم، اون همه ازت خواستم... تو نیستی. نیستی.

برچسب: نویسنده: هلیا سلیمانی تاريخ: سه شنبه 21 خرداد 1398 ساعت: 15:00

صفحه بندی